حاج ملا هادي السبزواري
340
شرح مثنوى
بىعلَّت : بىمرض ، و صحيح حقيقىاند . يا بىغرض ، چه غرض علَّت فعل است كه علَّت غائيه ، علت فاعليت فاعل است و فعل الله معلَّل به اغراض نيست . و همچنين اينان را هيچ غرض و منظورى نيست ، به جز حق - جلّ جلاله - كه غنىاند به غناى حق تعالى . ( ( 1937 ) ) اين چه يارى مىكنى يكبارگيش * گويد از بهر غم و بىچارگيش ن 291 4 - ك 108 37 اين چه يارى : سؤال و جواب حالى است كه اگر بپرسى كه اين يارى به جهت چيست ؟ گويد به جهت غرض نفسانى نيست . تا سقا هم ربّهم آيد خطاب تشنه باش الله اعلم بالصواب ن ندارد - ك 108 40 تا سقاهم : اشارت است به كريمهء * ( وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً 76 : 21 ( 1 ) . يعنى : سقاهم ربهم شان كشته ساقى . ( ( 1941 ) ) رحمت اندر رحمت آمد اى تا بسر * بر يكى رحمت فرو ما اى پسر ن 291 8 - ك 108 41 فروما : گويا مخفف فرومايست باشد ، يا : فروميا . ( ( 1945 ) ) دفع كن از مغز وز بينى زكام * تا كه ريح اللهايد در مشام ن 291 12 - ك 109 2 زكام : چون مزكوم ظاهرى ، رايحهء مسك و امثالش را درك نمىكند ، پس همچنين مزكوم زكام جهل و غفلت ادراك نفحات الله نمىكند . ( ( 1946 ) ) هيچ مگذار از تب و صفرا اثر * تا بيابى از جهان طعم شكر ن 291 13 - ك 109 2 صفرا : چون ذائقهء ملطَّخهء به صفراء طعم اشياء را ممرور مىرسد ، پس همچنين ذوقهاى معنويه مأوفه مذوقات معارف را نمىرسند . ( ( 1953 ) ) طفل حاجات شما را آفريد * تا بناليد و شود شيرش پديد ن 291 20 - ك 109 6 شيرش : شير برايش پديد . ( ( 1954 ) ) گفت : ادعوا الله بىزارى مباش * تا بجوشد شيرهاى مهرهاش ن 291 21 - ك 109 6 ادعوا الله : اشارت است به كريمهء : * ( قُلِ اُدْعُوا الله أَوِ اُدْعُوا اَلرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَه اَلأَسْماءُ اَلْحُسْنى 17 : 110 ( 2 ) . يعنى بگو بخوانيد ذات يگانهء او را به لفظ جلالهء « الله » يا به لفظ « رحمن » ، به هر
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انسان ، آيهء 21 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 110 . .